تبليغاتX
در باد دویدن
همدلی/همصحبتی/هم راهی:وبلاگ ابراهیم

ماهی‌ها

گاز می‌زنند فضای خالی را

بیهوده

زندگی می کنیم و می میریم

قلب‌هایمان می‌طپد

فریادهایمان از همه  بلند تراست

اما شب

همه جا حکمفرماست

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام تیر 1387ساعت 19:44  توسط ابراهیم  | 

فواره می‌زند مهتاب

آبشار سیاه چه شکوهی دارد

آنگاه که

گیسوانت را در طوفان  شانه می زنی

بیرون از آینه اما

باد سردی می وزد

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام تیر 1387ساعت 19:36  توسط ابراهیم  | 

پل میدود تا سیاهی

آن سو تر از دسترس خاطره

ردیف میکنم

لبخندهایت را

اما

زخم‌هایم  درسیاهی شب  باز می شوند 

کبوتر روی نرده ها نگاهم میکند

بالهایم  

چونان بال های فرشته ی سنگی

بی طپش

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام تیر 1387ساعت 19:27  توسط ابراهیم  | 

برگ‌های پیچک

     پنجره را پوشانده   

با این‌همه

در برابرمرگ  خورشید

پرنده نامیرا  است

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم تیر 1387ساعت 18:47  توسط ابراهیم  | 

دردسر بودی آلبوم قدیمی.

صدای موزون جیرجیرک

خنده های بی بهانه وقت خواب

و

خالکوبی های ابروان مادربزرگ

کبریت  افروخته هم

مرا به خاکستری ها نخواهد برد

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم تیر 1387ساعت 18:41  توسط ابراهیم  | 

از شکاف آسمان

پر پرنده است که می بارد

و سیب من قرمز است

دست می کشم روی گونه های دختر تبتی

دود می شود

خداوندا  رحم کن!

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم تیر 1387ساعت 18:34  توسط ابراهیم  | 

تو کاملا تنهایی

در این غروب

باد می آید و خاطرت هست

در ازل هم باد می آمد

بعد خاک و بعد قفس

هنوزهم  صدای آن مویه های  تب‌آلود را میشنوم

حالا فانوس را بالا گرفته

 تا خون من ریخته شود

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387ساعت 11:44  توسط ابراهیم  | 

یک خانه

 یک باغ 

 و یک آیینه

که خودم را در چشمانت ببینم

بگذار هزاره ها بگذرد

در خاکستر سال ها

شقایق ها خواهم رویاند

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387ساعت 11:35  توسط ابراهیم  | 

پیراهنم سپید است

رسیده ام به انتهای نوازش

شانه را ازتو‌ می‌گیرم

دریا از آن خداست

و پنجره

هنوز بسته است

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387ساعت 11:31  توسط ابراهیم  | 

این چند خط را

نادیده بگیر

آسمانت  کوچک است

هوا سنگین

و صدا

صدا ی  جغد سمجی است

زل زده در چشمانم

و من

چه خوبم که هنوز نگاهم به توست

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم تیر 1387ساعت 20:9  توسط ابراهیم  |